دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی البرز

مدیریت حراست

emam
جهش تولید با مشارکت مردم
01 شهریور 1405 English
bg
  • 1402/10/26 - 14:45
  • - تعداد بازدید: 1
  • - تعداد بازدیدکننده: 1
  • زمان مطالعه : 12 دقیقه

تاریخچه وهابیت و سلفی گری(قسمت اول)










تاریخچه وهابیت و سلفی گری







مقدمه

آشنائی مردم دنیا با فِرق و مذاهب مختلف به ویژه مسلمانان با آئین و اعتقادت درست و صحیح دینی که از متن قرآن و سنت نبوی(ص) از سوی دانشمندان و علمای آگاه و پرهیزگار تبیین و تشریح می شود از واجبات اولیه می باشد.در این بین فرقه های ضاله برای مقابله با مسلمانان و مکتب اسلام به وجو آمده اند؛ از جمله مذاهب انحرافی و گمراهی،فرقه ضاله وهابیت می باشد که به دروغ و از روی جهل و خرافه گرائی، مدعی بازگشت به سیره و سلف صالح می باشند. بنابراین لازم است مسلمانان جهان آن ها را خوب بشناسند تا دچار انحراف و ظلم و ستم به سائر مسلمانان نشوند.


وهابیت فرقه>ای است که با گذشت حدود سه قرن از پیدایش آن، بسیاری از ممالک اسلامی و به خصوص مرکز پیدایش اسلام، سرزمین حجاز را تحت تأثیر خود در آورده است.

در ظهور و توسعه وهابیت، محمدبن >عبدالوهاب در دین و محمد بن>سعود در قدرت مؤثر بودند و با همفکری و همسو با سیاست>های استعماری انگلیس توانستند تسلطی پیدا کنند. بعد از فروپاشی امپراتوری انگلیس، وهابیت، کاخ سفید را قبله جدید خود دانست.

>مفهوم شناسی

1. معنای لغوی سلف

کلمه سلف درلغت عرب به معنای «متقدم»، >« گذشته » و «سابق» است قوم سلاف یعنی گروهی که در گذشته می زیستند، البته هر زمان نسبت به زمانی>هایی به قبل از آن آمده و سپری شده خلف است.

2.>سلف در اصطلاح>متکلمین

سلفی>ها گروهی بودند که در گذشته به همین نام شناخته می شدند بعضی نظرشان برآن است که عنوان سلف فقط برصحابه و تابعین و تابع تابعین اطلاق می>گردد.

معنی دیگر سلفی تعریف سقاف است که هیچ>گونه فرقی بین سلفیت و وهابیت> نیست چرا> که این دو گروه دو روی یک سکه می>باشند و هدف مشترکی را دنبال می>کنند و دارای اعتقادات و طرز تفکر کاملاً شبیه به هم می>باشند، لذا در داخل جزیرة العرب این طایفه را وهابی مسلک می>نامند و هنگامی که برای تبلیغ عقاید خود به خارج اعزام می>گردند خود را سلفی می>نامند.

معنای دیگر سلفی گری نیز رواج دارد که به بنیادگرانی چون رشید رضا منتسب است و با شعار بازگشت به سلف صالح همراه شد که بر این باور بودند که باید مردم را به اسلام ناب و پیراسته راهنمایی کرد و از تمام خرافه>ها، بدعت>>ها و توهمات رهایی داد و با پیوند دادن این دین به کاروان پرشتاب زندگی نوین و یافتن روش>هایی برای تمدن تازه اوضاع مسلمانان را اصلاح کرد.

>سلفیه

پیروان عبدالوهاب، خود را پیروان سلف صالح می>دانند و خود را سلفیه می>نامند و منظور؛ سلفیه همان سه قرن نخست امت اسلامی یعنی امت پیامبر اکرم(ص) است.

وهابیت

وهابیت نامی است که شیعیان و اهل سنت بر فرقه>ای خاص نهاده>اند؛ در حالی که آنها خودشان را سلفی می>دانند. به عبارت دیگر> این فرقه مسلکی است که در سال ۱۱۴۳ هجری قمری در شبه جزیره>ی عرب بوجود آمده است و در بسیاری از اصول عقاید و احکام شرعی با مذاهب دیگر تفاوت دارد. پیروان این مسلک را «وهابی» گویند. وهابیها خود را مسلمانان حقیقی و دیگر مسلمانان را منحرف و مشرک می>دانند، و به آنان به دیده>ی حقارت می>نگرند. فرقه وهابیت از شیوه>ی زور و سنگدلی و قساوت در تحمیل افکار غیرمنطقی خود بر مسلمانان، استفاده می>کند.این مسلک به خاطر نسبتش به «محمد بن عبدالوهاب تمیمی» که اولین>بار افکار و اندیشه>های این فرقه را ساخته و ترویج نموده «وهابیت» نامبرده می>شود.

دیدگاه ها

>برخی، وهابیت را به دلیل ارائه نکات بدون سابقه، یک آیین ابداعی و ذوقی از سوی محمد بن عبدالوهاب و گروهی آن را نوعی پیشینه گرایی «سلفی گری» و احیای افراطی و خشن پیروان اهل حدیث دانسته>اند. به گفته آنان، محمد بن عبدالوهاب خیال می>کرد که با مذهب خود، توحید خالص و بیزاری از شرک را به وجود آورده است و گمان می>کرد مردم از شش صد سال پیش در ضلالت بوده>اند و او، دین حقیقی را تجدید کرده است!

در برابر، گروهی، وهابیت را پدیده>ای سیاسی برخاسته از اهداف استعمار انگلستان برای شکستن اقتدار و از بین بردن گستردگی و وسعت امپراتوری عثمانی و تجزیه آن، همچنین برای بر هم زدن یکپارچگی امت اسلامی و ایجاد تفرقه مداوم در آن معرفی کرده>اند.

پیشینه تاریخی سلفیت و وهابیت

پیامبر گرامی اسلام(ص) بعد از آن که اسلام را بنیان نهاد، با فراخواندن مسلمانان به وحدت، جامعه اسلامی را متحد و یکپارچه ساخت؛ اما پس از رحلت آن حضرت، مسائل سیاسی و سپس آموزه>های اعتقادی و فقهی موجب پیدایش مذاهب و فرقه های مختلف گردید؛

افزون بر عوامل سیاسی، از نیمه دوم قرن اوّل هجری، مسائلی چون جبر و اختیار، قضا و قدر، حادث یا قدیم بودن کلام الهی و صفات خداوند مورد بحث و گفتگو واقع شد؛ در این گونه مباحث، شیعیان از سخن و هدایت اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) پیروی می>نمودند ولی در میان اهل سنت، مذاهب کلامی متفاوتی پدید آمد؛ ابتدا طرز تفکر عقل مدارانه>ای به وجود آمد که با تأمل و تفکر در مسائل اعتقادی به بحث و اظهار نظر می>پرداختند. دارندگان این طرز تفکّر بعدها «معتزله» نامیده شدند. در خلال این مباحثات، گروه>های دیگر کلامی مانند جهمیه و.... نیز به وجود آمدند.

در برابر گفتگوهای کلامی و روش عقل مدارانه فوق، عده>ای از محدِّثان که به «اهل حدیث» معروف گشتند، به مخالفت برخاسته، پرسش را بدعت و هر گونه اندیشه و تفکر و بحث کلامی در مورد عقاید را ناروا دانسته، تنها معیار شناخت حق را «حدیث» معرفی نمودند.

بعدها ابوالحسن اشعری از معتزله جدا شد و مکتب کلامی «اشاعره» را بنیان نهاد. از آن پس اهل حدیث به دو گروه تقسیم شدند:

1- محدِّثان یا «اهل حدیث» که هم چنان هر گونه مباحثه و گفتگوی کلامی در زمینه اعتقادات را حرام و ناروا می>دانستند.

2- اشعریان که گفتگوهای کلامی را جایز می>دانستند، ولی بر پیروی از ظواهر روایات در مسائل اعتقادی تأکید می ورزیدند.

«اشعریان» به تدریج، گستره کار خود را توسعه دادند و به ویژه با حمایت حاکمان عباسی، از نظر کلامی بر اندیشه>های دیگر غلبه یافتند و >اهل حدیث به ضعف و سستی گراییدند و کم کم از نظر فقهی نیز طرفداران خود را از دست دادند.

>

ریشه>های سلفی>گری در طول تاریخ

دوره اول: در قرن دوم، سوم و چهارم هجری بایستی جست. یعنی پیروان مکتب اهل حدیث.

>این مکتب چنان که از اسمش معلوم است به احادیث و سنت بیش از منابع دیگر چون عقل تکیه می کنند.>برخی گفتند که قشری بودن، متابعت از ظاهر کلام، جمود افکار، تعصب مفرط، دورافتادگی مکتب فقهی از واقعیت زنده تاریخی و مهجوری از هر آنچه در اجتماع و زندگی روزمره بود، در مجموع، منجر به سقوط و انحطاط این مذهب و کم طرفداربودن این فرقه شد. در اواخر قرن چهارم هجری قمری «بربهاری» رئیس اهل حدیث بغداد با تکیه بر ظواهر آیات و روایات، بار دگر عقاید تجسم گرایانه>ای چون استقرار خداوند بر فراز کرسی و دیده شدن در روز قیامت را زنده ساخت و از نظر فقهی، زیارت قبور را منع کرد و نوحه گری بر امام حسین(ع) را ناروا خواند.>

دوره دوم: اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم.

اهل حدیث >به تدریج از میان رفتند تا آن که در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم «ابن تیمیه» و سپس شاگردش «ابن قیم جوزیه»، آرا و نظریات بربهاری را احیا کردند و مجدداً عقاید اهل حدیث را با شدت بیشتری ترویج دادند.

دوره سوم: سلفی>گری از زمان روی کار آمدن وهابیت در عربستان در قرن دوازدهم هجری قمری، آغاز می>شود.

>پس از درگذشت ابن تیمیه، بار دگر نهضت سلفی گرایی و رأی و اندیشه مسلک او >رو به افول گذاشت تا آن که در قرن دوازدهم هجری «محمد بن عبد الوهاب» با بنیان نهادن آیین بدعت آمیز «وهابیت»، آن افکار را احیا نموده، شدت بخشید و تحقق آن در جامعه عربستان را پی گرفت و با شدت عمل، زمینه تشکیل دولت وهابی - سعودی را فراهم ساخت و با بستن پیمانی با امیر درعیه محمدبن سعود جد آل سعود و اِعمال زور، خود رهبری مذهبی و ابن سعود، رهبری سیاسی را بر عهده گرفت.

دوره چهارم: در پایان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم.

کمی بعدتر در مصر، فردی به نام رشید رضا، برخاست. او تحت تاثیر اندیشه>های محمدبن عبدالوهاب قرار گرفته بود و با حضور علمی و اجتماعی در عرصه این کشور یکی از بزرگان سلفیه در مصر شد. یکی از مهم>ترین آثار او تاسیس مجله>ای به نام المنار بود که 35 سال منتشر شد. او هم چنین گروهی دینی، اجتماعی نیز تأسیس کرده بود. یکی دیگر از اندیشه>های مهم رشید رضا توجه به حکومت اسلامی بود. او در این زمینه به تئوری> پردازی و نگارش کتاب پرداخته بود.

دوره پنجم: سلفی>گری را باید از اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم دید.

در آن زمان که عده>ای درس>خواندگان مدارس سلفی>گری و وهابیت با پشتیبانی مالی برخی دولت>ها دست به اقدامات تروریستی در شرق و غرب جهان زدند، کشور افغانستان را به اشغال خود درآوردند و سرانجام بزرگ>ترین حادثه تروریستی یعنی یازدهم سپتامبر را آفریدند.

دوره ششم: وهابیت تکفیری دوره ی معاصر.

کمی بعدتر سلفی>گری بعد از انقلاب>های عربی آغاز شد. در این هنگام برخی احزاب و گروه>ها که در زمان حکومت>های عمدتا سکولار و البته سرکوبگر، جرات بیان اندیشه>های خود را نداشتند. در فضای انقلابی و خلأ دولت در این میان و البته رشد اندیشه>های مردم> سالارانه توانستند سخنان خود را مطرح کنند و جان دوباره>ای به این اندیشه بدهد. هرچند در طول زمان ظهور وهابیت با افت و خیزهای فراوانی روبرو بوده است، اما هرگز گذر زمان و تحولات داخلی و خارجی از رویکرد افراطی این اندیشه نکاسته است.

از سوی دیگر، >در قرن اخیر، جهان اسلام شرایط جدیدی را تجربه می کند. وجود دشمنان مشترک بزرگی همانند آمریکا و اسرائیل و گسترش موج اسلام ستیزی و اسلام هراسی در غرب و در مقابل رشد بیداری اسلامی، زمینه های هم گرایی و تقریب را میان ملل مسلمان فراهم کرده است. هم چنین عملکرد بد گروه های تکفیری، همانند القاعده، سپاه صحابه،> حزب التحریر، >موجب افول اندیشه های تکفیری در جهان اسلام شده و به سلف هراسی انجامیده است. در این میان مسلمانان خسته از گرایش های تند تکفیری وهابی، امروز به دنبال یافتن مسیری برای وحدت و هم دلی هستند تا بتوانند در برابر دشمنان قدرتمند و متحد خود، پیروز شوند.

آن چه شرایط امروز وهابیت را با گذشته متفاوت کرده است، روش و استراتژی به کار گرفته شده توسط وهابیان است و آن این که اگر آنان در گذشته رسماً به جنگ مسلمانان می رفتند، >امروز به سبب ضعف و افول اندیشه ی تکفیری، >دشمنان خود را اولویت بندی کرده اند؛ به این معنی که در ظاهر، گاه از تکفیر برخی از گروه های اهل سنت دست می کشند و آنان را برای تکفیر برخی دیگر از فرقه های اسلامی تهییج می کنند؛ اما در اصل از این فرقه ها استفاده ی ابزاری می کنند و گفته ها و اندیشه های بزرگان معاصر وهابیت، هم چنان تضاد این مکتب با عامه ی مسلمانان را فریاد می زند. به این ترتیب می>توان گفت که اندیشه سلفی>گری روند رو به رشدی در جهان داشته است. و حتی برخی روشنفکران عرب تعلق به اندیشه سلفی>گری را افتخار خود می>دانند و در میان جوانان عربی شور و اشتیاق برای این فرقه بسیار بالاست به گونه>ای که گزارش رسمی دولت آلمان در سال 2010 اعلام کرد که سلفی>گری سریع>ترین رشد را در میان جنبش>های اسلامی داراست.

نتیجه گیری

حقیقت این است که بین سلفیه و وهابیت فرقی نیست آنها دو روی یک سکه اند و همان عقاید و افکار سلفیه گذشته را دارند، اینها در جزیرة العرب وهابی هستند و هنگامی که افکار خود را به خارج صادر می کنند به اسم سلفی خود را معرفی می کنند. به طور خلاصه باید گفت وهابی >ها فرقه>ای خرابکار هستند و شعار آنان، تخریب و نابودی و قساوت و وحشی گری است و هر چه در اختیار دارند، برای پیکار با مسلمانانی که شهادت به یگانگی و رسالت محمد (ص) می>دهند و نماز می>گزارند و به حج خانه>ی خدا می>روند، به کار می>برند. در تاریخ زندگانی تاریک وهابی>ها، فجایع و حوادث دردناکی می>بینیم که با گذشت زمانه فراموش نخواهد شد.

تقریباً از دو قرن پیش استعمارگران مسیحی اروپا با طراحی انواع توطئه>ها در زمینه>های مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، مذهبی و غیره در صدد نفوذ به ممالک اسلامی و دست>یابی به مراکز حساس و استراتژیک جهان اسلام بودند. وقتی با متوسل شدن به وسایل مختلف از در هم شکستن اتحاد مذاهب اسلامی ناامید شدند، دریافتند که تنها راه رخنه در این صف مستحکم و بنیان مرصوص، حمایت از فرقه>ای با اصلی یهودی و ظاهری اسلامی می>باشد و چنین ترکیبی را در آل سعود و آل عبدالوهاب کشف کردند و بدین>سان موفق به ترویج و گسترش وهابیت در بین مسلمانان شدند.

بنابراین وهابیت یک جریان فکری و مذهبی در چارچوب مبانی اسلامی بوده و هست و استعمارگران نیز از آن به عنوان حربه>ای سیاسی برای دست>یافتن به مهم>ترین و حساس>تـرین مراکز مسلمانان استفاده می>کردند. ستون فقرات عقاید وهابی>ها را، حرام دانستن شفاعت، زیارت، دعا، گریستن بر اموات حتی پیغمبر و ائمه، تخریب قبور از هر کس باشد، حتی پیغمبر (که از بیم واکنش جهان اسلام این یکی را نتوانستند عملی سازند) و مشرک دانستن همه>ی مسلمین، غیر از وهابی>های صحرای نجد، تشکیل می>دهد.

اما در هر حال امروزه جهان اسلام، بیش از هر زمان دیگری به وحدت و یکپارچگی نیاز دارد، وهابیت تکفیری هم چنان بر طبل تکفیر می کوبد و همچون گذشتگان خود، به جای مبارزه با دشمنان قسمت خورده اسلام،> بذر تکفیر را در جهان اسلام می پراکند و قوای مسلمین را تحلیل می برد.

مطلب ادامه دارد...


  • گروه خبری : اخبار
  • کد خبر : 311222
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تغییر اندازه فونت:

تغییر فاصله بین کلمات:

تغییر فاصله بین خطوط:

تغییر نوع موس:

تغییر نوع موس:

تغییر رنگ ها:

رنگ اصلی:

رنگ دوم:

رنگ سوم: